دانی ز چه رو گاه گاه آيد زلزله ، چون زمين هم ميكند
با نام زينب هلهله . دانی
ز چه رو گاه گاه توفان مي شود ، صحنه جنگيدن عباس اكران
می شود . هر
دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، اين قافله تا کربلا ديگر ندارد فاصله
صاحب الامر بالمعروفیحتاج
الی ان یکون عالما بالحلال و الحرام ، فارغا من خاصة نفسه، ناصحا للخلق،
داعیا لهم بالطف، حسن البیان، عارفا بتفاوت اخلاقهم، بصیرا بمکر النفس،
صابرا، لا یکا فیهم و لا یشکو منهم،لایستعمل الحمیه ، لا یغتاظ لنفسه
کسیکه امر به معروف می کند احتیاج دارد به اینکه به حرام و حلال عالم باشد
گرفتار نفس خود نباشد
خیرخواه مردم باشد
با مردم مهربان و رفیق باشد*
گفتارش نیکو باشد
بهتفاوت اخلاق مردم شناخت داشته باشد ( بداند هر کس خلق و خویی دارد و با هر کس باید به طور خاص سخن گفت)
از مکر نفس آگاه باشد ( مبادا در قالب امر به معروف و نهی از منکر به اهداف شومی کشیده شود)
صابر باشد ( اگر از مردم آزاری دید) انتقام نگیرد و شکایت نکند
با تعصب عمل نکند
برای نفسش غیظ نکند ( غیظ او برای نفس خودش نباشد بلکه برای خدا باشد )
بحار / ج 97 / ص 83 به نقل از کتاب امر به معروف و نهی از منکر محسن قرائتی
*
متاسفانه بعضی افراد به هنگام انجام این وظیفه در غیر مورد ضرورت، از راه
خشونت وارد می شوند و گاهی متوسل به الفاظ زشت و زننده می گردند و لذا می
بینیم این نوع امر به معروف ها نه تنها اثر خوبی از خود نمی گذارد بلکه
گاهی نتیجه معکوس می دهد. در حالیکه روش پیامبر صلی الله علیه و آله و
سیره ائمه هدی علیهم السلام نشان می دهد که آنها به هنگام اجرای این دو
وظیفه آنها را با نهایت لطف و محبت می آمیختند و به همین دلیل سرسخت ترین
افراد به زودی در برابر آنها تسلیم می شدند:
روز عید غدیر عید الله الاکبر و عید آل محمّد(ص) است و در روایتی از امام صادق(ع)
آمده است که از آنجناب پرسیده شد آیا مسلمانان را غیر از جمعه و فطر و قربان
عیدی هست؟
فرمودند:آری. عیدی هست که حرمتش از همۀ اعیاد بیشتر است.
راوی گفت: کدام عید است؟
حضرت فرمودند: روزی است که پیامبر(ص) امیر المومنین علی(ع) را به جانشینی خود نصب فرمود
و اعلام کرد: هر که من مولا و آقای اویم، پس علی مولا و آقا و پیشوای اوست و آن
روز هیجدهم ذی الحجه است.
در این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب
بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید.
مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت
ا... الحرام بود.
تعریف :
دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.
از
این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن
نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه
ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.
به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها) به همین واقعه اشاره دارد.
2. ذوالقعده؛ ماه حرام
ماه
ذوالقعده (یا همان ذیقعده در تلفظ فارسی) اولین ماه از ماه های حرام است.
ماه های حرام زمان هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژه ای
نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.
اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از
این حکم می توان برد این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه
حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار
گیرد. لذا شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا
اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.
3. مناسبت های دیگر این روز گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آنرا دوچندان نموده اند؛ از جمله:
· میلاد شیخ الانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام
· میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام
·
خروج رسول اکرم |(ص) از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد
حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها) و نیز
تمامی همسران پیامبر(ص) نیز ایشان را همراهی می کردند.
· در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.
روز جمعه سيزده ماه رجب سال سي از عام الفيل بود كه فاطمه دختر اسد بن
هاشم بن عبد مناف در حاليكه درد زايمان او را سخت رنج مي داد در برابر خانه كعبه
ايستاد و سر به آسمان بلند كرد و گفت: پروردگارا به تو و پيامبرانت و كتب نازل شده
و گفته هاي جدم ابراهيم خليل كه بنا كننده خانه كعبه است ايمان آورده ام. پس به حق
اين خانه و بنيانگذار آن و به حق فرزندي كه در شكم دارم و با من سخن مي گويد و با
سخنانش دلم را آرامش مي بخشد و مونس من شده و يقين دارم كه او از آيات جلال و عظمت
توست، ولادتش را بر من آسان كن. ناگهان ديوار خانه كعبه شكاف برداشت و فاطمه داخل
خانه شد و دوباره به قدرت حقتعالي ديوار به هم پيوست.
اين حادثه از مسائل
مورد اتفاق فرق مختلف اسلامي است، به همين جهت محدث حافظ حاكم نيشابوري مي
گويد:
«و قد تواترت الأخبار أن فاطمه بنت أسد و لدت أميرالمؤمنين علي بن
أبيطالب كرّم الله وجهه في جوف الكعبه». اين به تواتر رسيده كه فاطمه دختر اسد،
اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام را در داخل كعبه بدنيا آورد.
چهار
روز بعد، فاطمه عليها سلام در حاليكه نوزاد كعبه را در آغوش داشت و به اين همه شكوه
و عزت مي باليد از همان موضعي كه داخل شده بود خارج شده و گفت: «فلمّا أردت أن
أخرج هتف بي هاتف، يا فاطمه سميه علياً فهو عليُّ و الله العلي الأعلي يقول: اني
شققت اسمه من اسمي و أدّبته بأدبي و وقفته علي عامض علمي و هو الذي يكسر الاصنام في
بيتي و هو الذي يؤذن فوق ظهر بيتي و يقد سني و يمجدني، فطوبي لمن أحبه و أطاعه و
ويلُ لمن أبغضه و عصاه» همينكه خواستم از خانه بيرون آيم هاتفي از غيب مرا ندا
داد كه اي فاطمه نام اين فرزند را علي بگذار به درستي كه منم علي أعلي نام او را از
نام خود برگزيدم و او را به آداب خودم ادب نمودم، او را به علوم مخفي و مشكلم آگاه
ساختم. اوست كه بتها را در خانه من مي شكند و همه را به زير خواهد انداخت، اوست كه
بالاي كعبه اولين اذان را خواهد گفت و اوست كه مرا به عظمت و مجد و بزرگواريث ياد
خواهد كرد. پس خوشا به حال كسي كه او را دوست بدارد و دستوراتش را اطاعت كند و
واي بر كسي كه بغض او را در دل داشته باشد و با او مخالفت كند.
دوران
كودكي:
در آن هنگام كه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله با خديجه
ازدواج كرد و تشكيل خانواده داد در فكر جبران زحمات و و محبتهاي ابوطالب افتاد و به
همين علت به عموي عزيز خويش فرمود: « انّي أحب أن تدفع الي بعض ولدك يعينني علي
أمري و يكفيني و أشكر لك بلاء ك عندي » من دوست دارم كه بعضي از فرزندانت را
نزد من بگذاري تا در كار رسالتم مرا يار و معين باشد و نيز جبران زحمات گذشته ام را
نسبت به شما كرده باشم.
ابوطالب در پاسخ پيامبر صلي الله عليه و آله گفت: هر
كدام را مي خواهي انتخاب كن، رسول الله صلي الله عليه و آله، علي عليه السلام را
برگزيد. اميرالمؤمنين عليه السلام دوران كودكي خود را اينگونه نقل مي
فرمايد: رسول الله صلي الله عليه و آله به هنگام كودكي مرا در كنار خويش پرورش
داد و به سينه اش مي چسبانيد و مرا در آغوش مي گرفت و از بوي خوش خويش به مشام جانم
مي بويانيد. غذا را مي جويد و به دهانم مي گذارد. پيامبر صلي الله عليه و آله
دروغ در گفتارم و اشتباه لغزش در رفتارم نيافت.
خداوند تبارك و تعالي
بزرگترين فرشته اش را پس از شيرخوارگي همراه و همنشين آن حضرت كرد تا او را در شب و
روز در راه بزرگواريها و نيكيهاي جهان رهنمون باشد، من نيز از پيامبر پيروي مي كردم
و به دنبال او مي رفتم مانند رفتن بچه شتر پي مادرش.
رسول الله صلي الله
عليه و آله هر روزي از خوهاي خود پرچم و نشانه اي مي افراشت و پيروي از آن را به من
امر مي فرمود. و هر سال به كوه حراء مي رفت و هيچ كس جز من او را نمي ديد. در آن
ايام كه اسلام، هنوز در هيچ خانه اي راه نيافته بود و فقط پيامبر و همسرش خديجه،
مسلمان بودند من سومين مسلمان بودم، نور وحي و رسالت را مي ديدم، بوي نبوت و
پيامبري را استشمام مي كردم. و هنگامي كه وحي بر آن حضرت نازل شد صداي شيطان را
شنيدم، گفتم:اي رسول خدا صلي الله عليه و آله اين چه صدايي است؟ فرمود اين شيطان
است كه با آمدن وحي چون مردم از او پيروي نمي كنند اينگونه ناله سر داده است. آنگاه
پيامبر فرمود: تو آنچه را من مي شنوم مي شنوي و آنچه را من مي بينم مي بيني جز
اينكه پيغمبر نيستي و ليكن وزيري و تو بر خير و نيكويي هستي!
فضل بن عباس مي
گويد از پدرم پرسيدم: رسول الله صلي الله عليه و آله كدام يك از پسرانش را بيشتر
دوست مي داشت؟ گفت: علي بن ابيطالب عليه السلام، گفتم: من ترا از پسران او مي
پرسم، گفت: «انّه كان احبّ عليه من بنيه جميعاً و أرأف» او را از همه پسرانش
بيشتر دوست مي داشت و بيش از همه به او مهرباني مي كرد. نديدم هيچ روزي علي عليه
السلام از وقتي كه كودك بود از آن حضرت جدا شود مگر زماني كه براي خديجه در سفر
بود. « أبر بابن منه لعلي و لا ابناً أطلوع لأبٍ من علي له » نديدم پدري به
پسرش مهربانتر از رسول الله صلي الله عليه و آله به علي عليه السلام و نه پسري براي
پدرش فرمانبرتر از علي براي پيامبر صلي الله عليه و آله باشد.
اميرالمؤمنين
عليه السلام مي فرمود: « و لقد صليت مع رسول الله صلي الله عليه و آله قبل الناس
بسبع سنين و انا اول من صلي معه » در حالي كه هفت سال بيشتر تداشتم قبل از همه
مردم با پيامبر نماز خواندم. « عبدت الله مع رسول الله صلي الله عليه و آله سبع
سنين قبل ان يعبده احد من هذه الأمه » قبل از آنكه احدي از اين امت مشغول عبادت
شود در سن هفت سالگي همراه با رسول خدا به عبادت خدا پرداختم.
و به صورت
ظاهر در سن ده سالگي به پيامبر صلي الله عليه و آله ايمان آورد. در آن هنگام كه
آيه «و أنذر عشيرتك الأقربين» نازل شد پيامبر صلي الله عليه و آله موظف گرديد كه
اول از فاميل شروع كند؛ اميرالمؤمنين عليه السلام طبق دستور پيامبر چهل تن از
خويشان را مهمان كرد از جمله ابولهب، عباس و حمزه را؛ غذايي كه براي بيش از يك نفر
كافي نبود آماده شد، اما به اراده خداوند همه سير شدند و چيزي از آن كم نشد و
همينكه پيامبر صلي الله عليه و آله خواست آنان را به اسلام دعوت كند، ابولهب گفت:
محمد شما را افسون كرده است! و همين سخن باعث شد كه مهمانان پراكنده شوند و جلسه
تعطيل گردد. ناگزير پيامبر صلي الله عليه و آله روز ديگر به همانگونه مهماني
ترتيب داد بعد از صرف غذا، آغاز سخن كرد و فرمود: « يا بني عبد المطلب إني انا
النذير اليكم من الله عزوجل و البشير فأسلموا و أطيعوني تهتدوا » اي فرزندان
عبدالمطلب من نذير و بشير شما از جانب پروردگار هستم پس اسلام اختيار كنيد و مرا
اطاعت نمائيد تا هدايت شويد. سپس فرمود: هركس با من برادري و همكاري كند او وصي و
جانشين من خواهد شد. رسول الله صلي الله عليه و آله اين تقاضا را سه بار تكرار
فرمود و هر بار تنها علي عليه السلام برخاست و آمادگي خود را اعلام
كرد.